ورکانه؛ عروس چشم سیاه الوند

اینجا دره آبشینه - ورکانه است؛ دره سیاه چشم ها یا قراگوزلوها و الوند درست در امتداد دره، در افق نگاه سیاه چشم هاست که تمام قد ایستاده و دشت و ورکانه را به دامان گرفته.

ورکانه؛ عروس چشم سیاه الوند

به گزارش خبرنگاران، روزنامه ایران نوشت: روستایی با سیمای خاکستری و یکتا از لاشه های سنگ. خوب که نگاه کنی می بینی از کف خیابان تا دیوارچین حیاط ها و خانه ها و تاج بام ها یکسره سنگ است. ورکانه با همین تکه سنگ های خاکستری و سیاه گرانیتی که از معادن اطراف استخراج می گردد، بالا رفته است. ردیف سنگ ها موازی چیده شده و با ملات گل و سیمان به هم چسبانده شده اند. آرایه و تراش وسواس گونه ای برای زیباتر شدن بنا روی سنگ ها دیده نمی گردد؛ حداکثر سنگ ها را با چکش شکسته اند تا در چینش اندازه باشند. با این حال ساختمان ها و دیوارها زیبایند؛ تمیز، زیبا و با ابهت.

ورکانه برای بسیاری از گردشگران و مسافران همدان ناآشناست. مزار باباطاهر عریان و گنجنامه و غار علیصدر و شهر لالجین و سفال هایش مقصد اغلب گردشگران است که در روزهای شلوغ و منتهی به تعطیلات بویژه اگر همزمان با روزهای گرم باشد با ترافیک سرسام آور و مشکل جای پارک و… همراه می گردد. اما در همین روزها اگر اندکی آشنایی با نام ورکانه داشته باشی، با پرس وجویی مختصر می توانی از جهت جاده ملایر و سپس راه خلوت و پرمنظره و بی ترافیک سد اکباتان راه این روستا را در پیش بگیری.

در جهت از دره های زیبای ارزانفود، دره خان، تخته سنگ، جن دره و سه بلاغ عبور می کنی که رود آبشینه؛ مغرور و پرشتاب راه خود را در کف این دره ها باز نموده و به سمت سد اکباتان پیش می تازد تا در آن آرام گیرد. همه این دره ها را که در امتداد یکدیگر هستند، دره سیه چشم ها هم می گویند؛ از یادگارهای دورانی که قراگوزلوها برآن استیلا داشتند و در مقطعی هم بر کل همدان. از سد اکباتان که بگذری می توانی کولر اتومبیل را خاموش کنی، شیشه ها را پایین بکشی و از هوای خنک و مطبوعی که از سمت دره وارد ماشین می گردد، لذت ببری.

هوا در ورکانه خنک تر است و باید هم باشد. ورکانه در ارتفاع 2 هزار و 250 متری از سطح دریا نهاده شده و خنکای یخچال های طبیعی و برف های قله های کوهستان الوند شرقی و کوه سردره، یک ییلاق دلچسب به وجود آورده است. همان ییلاقی که جاذبه اش پاهای مری لیلی یا مهری خانم قراگوزلو را در روستا بست تا خاطره های تعطیلات تابستانی را که همراه با پدر جوانمرگش بر زین اسب می نشست و در اطراف روستا، گشت می زد برای همه عمرش ابدی کند.

باغ های تمام ناشدنی گردو، چشمه سارهایی که از کوهستان؛ آب خنک و زلال خود را روانه دشت سیمین، باغ های ورکانه و دره های پای روستا می کردند، کوچه های سنگفرش دهکده و سنگ های خاکستری و تیره ای که در و دیوار ورکانه را در تسخیر خود داشتند چیزی نبود که مهری خانم به راحتی از آن بگذرد. پس در ورکانه ماند و تصمیم گرفت یک سنت گذشته را در این منطقه احیا کند و آن پرورش اسب هایی بود که نژاد اصیل ایرانی داشتند. اسب های مشهور به اسب عرب ایرانی!

علاقه و عشق مهری خانم به اسب در منطقه و نزد عشایر لر و خوزستان مشهور بود. او شخصیت اسب ها را می شناخت. اسب های شوخ و مهربان، اسب های بی تفاوت، اسب های عصبانی و بر مبنای تفاوت شخصیت اسب ها تصمیم می گرفت که در پرورش و نسل کشی اسب های اصیل کدام اسب را و با چه خلقی با کدام اسب جفت کند تا حاصلش اسبی نجیب و مهربان و خوش اخلاق باشد که نزد پرورش دهندگان اسب گرانبهاست چراکه ارزش اسب افزون بر اصالت نژاد با خلق و خوی و شخصیتش سنجیده می گردد. اینکه ریشه ها و علت شهره شدن ورکانه به محل پرورش اسب هایی با نژاد اصیل چه بوده را باید در تاریخ پرفراز ونشیب همدان، رقابت ها و جنگ های اقوام مختلف در این منطقه خوش آب و هوا و پرمنازعه و خاتمه استیلا یافتن قراگوزلوها به عنوان ترکمانانی که به آغامحمدخان قاجار یاری شایانی نموده بودند و این منطقه و اراضی حاصلخیز آن را به عنوان دستخوش گرفته بودند جست.

پس از استقرار قراگوزلوها، ورکانه و اطراف آن به پایگاه گردآوری و آموزش فوج سواره نظام سپاهیان قاجاریه تبدیل شد. در همه جنگ های آن دوران از جنگ کرمان و بلوچستان گرفته تا نبردهای فارس و بختیاری، خوزستان، کردستان و جنگ های ایران با روسیه تزاری، ورکانه جایی بود که فوج های سواره نظام آموزش می دیدند و اسب های سپاهیان قاجار پرورش می یافتند.

مهری خانم راه دشواری پیمود تا نژاد اسب اصیل را به تأیید سازمان جهانی اسب عرب برساند. در نواحی صعب العبور غرب ایران سفرهای بسیاری کرد تا با پرورش دهندگان محلی که مطلعی هایی درباره نژاد اسب ها و تاریخچه پرورش اسب داشتند، ملاقات کند و تبارنامه های اسب اصیل را فراهم آورد. نخستین تبارنامه ای که به این ترتیب فراهم شد، در سال 1976 مورد پذیرش سازمان جهانی اسب عرب نهاده شد. با این حال این کوشش ها سال ها ادامه یافت و به تدوین مجلدات دیگری از تبارنامه های نژادهای اسب ایرانی منجر شد.

در تابلویی که جلوی بنای اصطبل جدید پرورش اسب عرب ایرانی نصب شده، نوشته شده است: اصطبلی زیبا با معماری منحصر به فرد در دو کیلومتری جنوب روستا که در سال 1354 توسط مری لیلی قراگوزلو نوه امیرطومان قراگوزلو که در بین اهالی معروف به مهری خانم است ساخته شده است. این بنا در سال های پیش از انقلاب به عنوان مرکز پرورش اسب عرب ایرانی دربار پهلوی استفاده می شده و در حال حاضر متعلق به اهالی روستا و نیز جزو آثار دیدنی به شمار می آید… این مجموعه شامل 50 غرفه و 4 اتاق نگهداری و انبار علوفه می باشد که اتاق ها در دو ضلع ورودی قرار دارند. بنا تماماً از لاشه های سنگ های گرانیت موجود در محل استفاده شده است.

جدای از اصطبل، بنای اربابی معروف به قلعه مهری خانم در یکصد متری بافت خارج از روستا و در جهتی که به محل اصطبل منتهی می گردد، از بناهای معروف ورکانه است که البته در حال حاضر ویرانه ای از سنگ های گرانیتی بیش نیست. این بنا یک ساختمان دوطبقه با نقشه نیم چلیپایی است. مهری خانم تا اواخر عمرش در کنار اسب هایش ماند و خاتمه سال 1381 به دلیل سرطان در بیمارستان آتیه تهران درگذشت.

اما ورکانه با نام دیگری هم در ایران و در جهان شناخته می گردد. پروفسور توفیق موسیوند، اولین مخترع قلب مصنوعی در جهان؛ نوجوانی که تا 15 سالگی در روستا چوپانی می کرد، رؤیاهایش از کوهستان و باغ ها و علفزارهای ورکانه با خودش پرکشید و در آن سوی جهان در کانادا فرود آمد. پروفسور موسیوند در کانادا ازدواج کرد با مهاجرت به آمریکا به کار و تحصیلاتش ادامه داد و تلفیق علوم مهندسی و پزشکی به او یاری کرد تا به دانش نوینی در زمینه اعضای مصنوعی دست یابد و بتواند بعد از مدتی قلب مصنوعی انسان را اختراع کند. قلب مصنوعی را که پروفسور موسیوند اختراع نموده می توان از راه دور کنترل کرد و پس از قرار دریافت در بدن بیمار می توان به وسیله ماهواره، اینترنت و تلفن از وضعیت آن و همچنین وضعیت سلامت بیمار مطلع شد. همچنین امکان ارسال برق و شارژ آن بدون ایجاد سوراخی در بدن با سیستم الکترومغناطیسی نیز وجود دارد. خانه پروفسور موسیوند در ورکانه روبه روی تنها مسجد روستا واقع شده است و تبدیل به موزه شده است. با این حال هر چه بر در کوفتیم تا درون خانه این نابغه علمی ایرانی را ببینیم، پاسخی نیامد. روزی که به ورکانه آمدیم، هرچند روز تعطیل نبود اما هم موزه پروفسور موسیوند تعطیل بود هم اصطبل تاریخی که به تازگی بازسازی شده است.

مردم روستا می گویند پای گردشگران به این روستا نه به خاطر بنای سنگی و ویژه خانه ها و نه به خاطر مهری خانم یا پروفسور موسیوند به ورکانه باز شده بلکه غریبه های گردشگر از زمانی به این روستا می آیند که سریال طنز تلویزیونی علی البدل روی آنتن صدا و سیما رفت. سریالی که رقابت بر سر جذب گردشگر بین دو طایفه، عبور و مرور گردشگران با الاغ و دعوا بر سر چشمه قل قل دستمایه طنز آن است و نام روستا هم البته چشمه قل قل است. اما در ورکانه نه خبری از ایستگاه حمل ونقل گردشگران با الاغ هست و نه چشمه قل قل چنین آوازه ای دارد. دیدنی های ورکانه که نام آن ریشه ای کردی دارد و به معنای کنار چشمه است، بیش از اینهاست و می تواند هر گردشگری را شگفت زده کند.

منبع: خبرگزاری ایسنا
انتشار: بروزرسانی: 20 آبان 1398 شناسه مطلب: 9182

به "ورکانه؛ عروس چشم سیاه الوند" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "ورکانه؛ عروس چشم سیاه الوند"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید